مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
46
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - « يا أبتاه يعزّ عليّ أن أناديك وتخيبني » ( 2 ) ؛ « اى پدر ! سخت بر من گران باشد كه تو را بخوانم وپاسخ نيابم . » ونيز فاضل دربندى در أسرار الشهادة مىنويسد : چون حضرت زينب را بر مصرع برادرش عبور افتاد وآن حال را نگران شد ، خويشتن را بر آن جسد مطهر بيفكند وخود را به خونش آلوده ساخت وصيحه بركشيد وجدّ وپدر وبرادران خويش را همى بخواند وهمى ندا برآورد : « وا أخاه وا سيّداه وا أهل بيتاه وا محمّداه وا عليّاه وا فاطمتاه وا جعفراه وا عقيلاه وا حسناه وا حسيناه وا مصيبتاه اليوم مات عليّ المرتضى اليوم فقد حمزة سيّد الشّهداء اليوم فقدنا أمّنا فاطمة الزّهراء » . وجماعت اشقيا رحم نياوردند وصدّيقه صغرى زينب بنت أمير المؤمنين عليهما السّلام را با تازيانه ولطمه بيازردند ؛ چندان كه بدن مباركش سياه وخونين شده بود . صاحب أخبار الدول مىگويد : چون شمر ملعون به آهنگ قتل حضرت على أصغر بن حسين عليهما السّلام كه در اين هنگام مريض بود ، برآمد ، زينب دختر عليّ بن أبي طالب سلام اللّه عليها بيرون تاخت « وقالت : واللّه لا يقتل حتّى أقتل » فرمود : « سوگند به خداى ، علي بن الحسين كشته نخواهد شد تا من كشته شوم . » آن ملعون از اين آهنگ فرونشست واز آن حضرت دست بازداشت . معلوم باد چون در اين خبر بنگرند ، كرامت وعلم حضرت زينب سلام اللّه عليها را به ما يكون باز دانند . چه اگر عالمه نبود ونمىدانست علي بن الحسين را كه امام روزگار وبقيه حيدر كرار است ، هيچكس نتواند كشت ، چگونه چنين سوگند بخوردى ؟ از چه روى در حق برادران وبرادرزادگان وشهداى ديگر اين كار به پاى نسپرد واز اين برافزون اگر بر باطن امر آگاهى نداشت ، چه مىدانست كه آن اشقيا به اين سخن اعتنا ورزند يا اينكه از قتل خود آن مخدّره پرهيز كنند . بالجملة در اين گونه اخبار ، بىنظر نشايد رفت ؛ چه اوّلا در كتب أهل سير آنچه از نظر بگذشته است ، از توقف امام حسين عليه السّلام در زمان معاوية در شام ومكالمات آن حضرت با يزيد هيچ أشارت نرفته است وهم در ذيل همين اخبار مىگويد : عبد اللّه بن زبير برادر رضاعى امام حسين عليه السّلام بود واين نيز به دلائل عديده به صحت مقرون نيست وهم نسبت اخبارى كه به سكينه نسبت مىدهد ومىگويد : « سكينه خواهر امام حسين واز بطن مطهر حضرت فاطمه سلام اللّه عليها بوده . » سخت بعيد است ؛ مگر اين كه گوييم سكينه همان امّ كلثوم باشد . وبه هر صورت در اين اخبار مختلفه كمال تأمل لازم است ، گاهى فاطمه كبرى نويسند وگويند كه دختر امام حسين بود وگويند كه فاطمه صغرى در مدينه بود . گاهى دختر آن حضرت را فاطمه صغرى خوانند وگويند كه در كربلا بود وگاهى گويند كه فاطمه از سكينه أكبر بود . گاهى فاطمه كبرى نويسند وگويند كه دختر أمير المؤمنين بود ودر كربلا حضور داشت . گاهى زينب گويند وبنت على شمارند . گاهى زينب كبرى نويسند واز بطن حضرت فاطمه شمارند . گاهى زينب گويند ودختر سيّد الشّهدا شمارند . گاهى عاتكة گويند ودختر أمير المؤمنين انگارند . گاهى عاتكة گويند ودختر امام حسينش شمارند . گاهى ادمى نويسند وگويند خواهر امام حسين ومادرش ساعديه بود ، گاهى از اخبارى كه به أو نسبت دهند ، دختر فاطمه زهرا سلام اللّه عليها انگارند ، وگاهى امّ كلثوم كبرى نويسند ودختر فاطمه زهرايش خوانند . گاهى امّ كلثوم گويند وهمان زينبش پندارند ، وگاهى امّ كلثوم مطلق خوانند واز بنات أمير المؤمنينش مذكور دارند . گاهى زينب -